تبليغاتX
عشق هنوز نفس می کشد تنها بخاطر توست

عشق هنوز نفس می کشد تنها بخاطر توست

من ایمان هستم پسری تک و تنها برای دوری از افکار گوناگون وبلاگی ساختم تاشاید از..........!

دوستان دوستتون دارم

با سلام و معذرت از تمامی دوستان جهت دیر به دیر سر زدن به وبلاگ ایندفعه برعکس هیمشه از غم و تننهایی نیست یکم میخوام حال و هوای اینجا و شما دوستان رو عوض کنم امیدوارم خوشحال بشید:تقدیم به دوستان آبادانی و جنوبی خودم

زنبوره آبادانیه رو نیش میزنه آبادانیه میگه :

اوووووووووووووووووف    کا       دمت   گرم         یعنی مو  گلم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایمان تنها ترین پسر  | 

مثه یه خواااااااااااااب میمونی!!!!!!!!!!

ن

کلبه غم پسر دلشکسته تنها رضا

 

می گویم غمگینم...
غمگینی کلمه ای تنها و تو خالی است
نمی گویم تنهایم
تنهایی هم گویا نیست
چرا بگویم چقدر دوستت دارم؟
خودت که بهتر می دانی
فکر نمی کنم که دوستم داری
چرا باید
همه می دانند
دلت اینجا نیست
نمی گویم بیا
بیایی که چه؟
چه می شود؟
چکار می شود کرد؟
نمی گویم برو
خسته می شوی
من هم
دیوانه می شوم
همینجا که هستی بمان
همینطور بی تفاوت و سرد
من از تو ناامید نمی شوم
امیدوار هم نمی مانم
در ذاتم نیست
نمی گویم
که چیزی بگو
گوش کن
ببین من
چه می گویم
غمگینم و تنها
بیا بیا...
باورم کن که
من!!!
زیاد دوستت می دارم...

 

 

شبیه برگ پائیزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت تو از یادم

خداحافظ و این یعنی در اندوه تو می میرم

دراین تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمیارد

و برف ناامیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم؟؟؟

چگونه میروی با این که میدانی چه تنهایم؟؟؟

خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی!!!

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداحافظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایمان تنها ترین پسر  | 

داغ تنهایی

در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد

 

 

 می خواستم تو به من عادت نکنی، من بهy1pNd8Bhew_FXUKHkSH6TJYHWWKoNXIB_GFpqJhRkUXA85R5ZYtwLTF0bMsjh7egWDA5bwrAUkrEyA تو عادت کردم

 می خواستم تو عاشقم نباشی، من عاشقت شدم

می خواستم من برات مثل بقیه باشم، تو برام از همه مهم تر شدی

 می خواستم تو هیچ وقت سکوت نکنی، من سکوت کردم

 می خواستم هیچ وقت آزارم ندی، خودم تا حد توانم آزارت دادم

می خواستم با تو مثل گذشته ام عهد نبندم،اما خودم سر عهد نبسته موندم

 می خواستم تا همیشه بهم خوبی کنی،من به تو بدی کردم

 می خواستم بری دنبال زندگیت، اما تو همه ی زندگیــــم شدی




بازم دلم گرفته چندروزیه که رفتی


می گی به خاطر من از عشقمون گذشتی


بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم


نذار به جرم دیروز امروزمو ببازم


امروزمو ببازم


دارم می میرم برات نذار بیفتم به پات


مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات


به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیر


یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم



خيلی دلم پره ازت

بود و نبود زندگیم

یه بار دیگه هستیمو باختم به پای سادگیم

یه بار دیگه تنهام گذاشت اون که چشاش دوسم نداشت

اون که با رفتنش گل گریه رو تو دلم گذاشت

چشم های بی گناه چی شد

اون همه گریه ها چی شد

دلی که با من می تپید بی دل و شیدای کی شد

چشم های بی گناه چی شد

اون دل بی گناه چی شد

دلی که با من می تپید بی دل و شیدای کی شد

دستامو بگیر

به چشام نگاه کن

می خوام با شعله های عشقم

مزرعه ی نگاهتو آتیش بزنم


 

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم

براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم

دلم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم

 تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم

آبی تر از نگاه تو پیدا نمی شود ٫ دریا بدون چشم تو معنا نمی شود

 تو آنقدر بزرگی و عاشق که وصف تو ٫ در شعر ناسروده ی من جا نمی شود

 The fire is in the sun , but it's the earth that does the burning

The eyes fall in Love , but it's the heart that does the suffering

بعد از مرگم به گورم بيا ,

مبادا از گورستان خلوت وحشت کني

 زيرا در آنجا قلب آرام خفته,

مبادا اشک بريزي

 زيرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ريخت

 هرگاه شمعي را در حال سوختن ديدي مرا به ياد آور

 هرگاه ترانه غم انگيزي شنيدي آنرا به ياد من زمزمه کن

زيرا من هر کجا که باشم به ياد تو خواهم بود

 گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم

 منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم

 ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم

 تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

می دونی چرا وقتی می ری تو رویا

وقتی میری تو فکر

وقتی گریه می کنی

یه کسی رو می بوسی

 چشمات رو می بندی چون زیبا ترین احساسات دیدنی نیست

زندگي كوتاه تر از ان است كه به خصومت بگذرد...

قلبها گرامي تر از آن هستند كه بشكنند...

فردا طلوع خواهد كرد حتی اگر نباشیم...



اونقدرعاشق میشم

عاشق میشم ...

اونقدر از تو میگم که میون اسم تو
توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق
بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدی رو شکستی

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
آخه تو خودت گلی ، چه قشنگه دیدنت

میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
گل خجالت میکشه از تو و خندیدنت

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدی رو شکستی

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه






اي سزاوار محبت اي تو خوب بي نهايت

همه ذرات وجودم به وجودت کـرده عادت



به خدا دوســت داشـتـن تو

هم يه عشقه هم يه عبادت



تو سزاواري که باشي همدم روزها و شب هام

تا که عشقـتـو بـبـيـنـي توي جـونم و تـو رگهـام

بشنوي دوست دارم رو حتي از هـرم نفـسهام



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



اي که بـردي مرا تا مرز يک عشق خدايي

بـيــا پـاره تـنـم باش تو که پاک و بي ريايي



اوج فرياد دلم شد عاشـقـانـه دل سپـردن

در وجود تو شکفتن با تو بودن يا که مــردن



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده





تو تنها کسی که راز منو میدونی

تو تنها کسی که برای من میمونی



تو نامه نوشتم به تو مهربونم

چه سخته جدایی از تو همزبونم

نوشتم تو نیستی دل من گرفته

بدون تو تنهام تو روزای هفته


تو تنها کسی که راز منو میدونی

تو تنها کسی که برای من میمونی


تو بودی دلیل همه دلخوشیهام

نشستی به پای همه درد دلهام

دلم با تو خوش بود تو بودی کنارم

تو دنیا کسی رو جز تو ندارم


تو تنها کسی که راز منو میدونی

تو تنها کسی که برای من میمونی


تو آسمون عشقم تویی تک ستاره

برگرد بیا دل من بی تو بیقراره


تو تنها کسی که راز منو میدونی

تو تنها کسی که برای من میمونی



+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایمان تنها ترین پسر  |